الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

470

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

هرگاه واوِ آغازين كلمه‌اى مكسور باشد ، برخى جواز تبديل آن به همزه را قياسى مىدانند ؛ چنان كه در « إعاء » و « وِعاء » ؛ « إلدة » و « وِلدة » ( جمع وَلَد ) ؛ « إفادة » و « وفاده » صورت گرفته است . سيبويه در بحث واوى كه فاء الفعل واقع مىشود ، گويد : « بدان كه هرگاه اين واو ، مضموم باشد ، اختيار با توست ؛ اگر خواستى آن را به حال خود رها ساز و اگر خواستى آن را به همزه تبديل كن . اين ، مانند " وُلِدَ " و " أُلِدَ " و " وُجوه " و " أُجوه " است . آنان بدين جهت واو را در اين‌جا نمىپسندند كه مضموم مىباشد . هم‌چنين آنان واو مفتوح را در واژگانى چون وَناة و أناة ، به همزه تبديل مىكنند ، از اين رو در اين مورد [ كه واو مضموم است ] تبديل آن سزاوارتر است ؛ چرا كه حركتى سنگين بر آن وارد شده است . بدين جهت تبديل كردن [ واو به همزه ] در اين مورد ، شيوع دارد ؛ چه ، بدل در موردى صورت مىگيرد كه به حرفى سبك‌تر بينجامد . گفته‌اند : وَجَم و أَجَم ؛ وَناة و أناة . نيز گفته‌اند : أحد كه اصل آن ، وَحد است ؛ زيرا به معناى واحد مىباشد . به جهت ضعف واو ، آن را به همزه تبديل كرده‌اند و اين ، در واو مفتوح شيوع ندارد . ليك گروه بسيارى واو مكسور را نيز در حكم مضموم مىدانند . آنان واو مكسور آغاز كلمه را به همزه تبديل مىكنند ؛ چرا كه كسرهء واو را نمىپسندند ؛ هم‌چون سنگينى لفظ در ييجل و سيّد « 1 » و نظاير آن . از همين گونه است واژه‌هاى إساده و إعاء . اين بيت را شنيدم كه از ابن مقبل مىسرودند : إلّا " الإفادة " فاستولَتْ ركائُبنا * عند الجبابير بالبأساء والنّعَم » « 2 » [ 1 / 305 ] در ربيع الابرار زمخشرى آمده است : مردى از جعفر بن محمد عليه السلام پرسيد : « دليل بر خدا چيست ؟ براى من ، از عالم و عرض و جوهر نگو . » حضرت پرسيد : « آيا در دريا ، سوار [ كشتى ] شده‌اى ؟ » گفت : « " آرى . » حضرت پرسيد : « آيا

--> ( 1 ) . ييجل در اصل ، يوجل از وَجل ، به معناى « ترسيد » مىباشد . سيّد نيز در اصل ، سويد از ساد يسود است . ( 2 ) . كتاب سيبويه ، ج 2 ، ص 428 و 429 .